صبر خدا

عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم.......

عجب صبری خدا دارد
نویسنده : gole sorkh - ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ بهمن ۱۳۸٧
 

به نا م  او  که هر چه داریم از اوست

 فعالیت وبلاگم را با شعری زیبا از شاعر خوش طبع جناب آقای معینی کرمانشاهی آغاز میکنم:

 عجب صبری خدادارد !

اگر من جای او بودم

همان یک لحظه اول که ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان

جهان را با همه زیبایی و زشتی به روی یکدگر ویرانه میکردم

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

 که در همسایه صدها گرسنه چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم

نخستین نعره مستانه را خاموش ،آن دم بر لب پیمانه میکردم

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

که میدیدم یکی عریان ولرزان دیگری پوشیده از صد جامه رنگین

زمین و آسمان را واژگون مستانه میکردم

عجب صبری خدا دارد!

اگر من جای او بودم

نه طاعت می پذیرفتم نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده

پاره پاره در کف زاهد نمایان سبحه صد دانه میکردم

عجب صبری خدا دارد!

اگر من جای او بودم

برای خاطر تنها یکی مجنون صحراگرد بی سامان

 هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو آواره و دیوانه میکردم

عجب صبری خدا دارد!

اگر من جای او بودم

به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان

سراپای وجود بی وفا معشوق را،پروانه میکردم

عجب صبری خدا دارد!

اگر من جای او بودم

به عرش کبریایی با همه صبر خدایی تا که میدیدم عزیز نا بجایی

ناز بر یک ناروا گردیده خواری می فروشد

گردش این چرخ را وارونه بی صبرانه میکردم

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم 

که میدیدم مشوش عارف و نامی ز برق فتنه این علم عالم سوز مردم کش،

بجز اندیشه عشق و وفا معدوم هر فکری در این دنیای پر افسانه میکردم

عجب صبری خدا دارد!

چرا من جای او باشم

همین بهتر که او خود بر جای خود بنشسته و تاب تماشای

تمام زشتکاری های این مخلوق را دارد وگرنه من به جای او چو بودم

یک نفس کی عادلانه سازشی با جاهل وفرزانه میکردم ؟

عجب صبری خدا دارد ! 

 

 

معینی کرمانشاهی